ܓܨقصر كاغذيܓܨ

نوشتن مرهمي ست بر زخمهاي نگفتن وقتي صدا به فرياد نمي رسد به قلم تکيه ميزنم

رو به دیوار می ایستم

در اندیشه پشت دیوار نیستم اما….

تو میگویی: “به تو چه؟!”

اما من پیش چشم تو ام!

و اگر لحظه ای نبینی مرا….

تو به دنبال چه میگردی؟

بهانه ای برای نماندن؟

لازم نیست!

بهانه ای برای شکستن؟

لازم نیست!

دیگر به خودم قول داده ام فریاد نزنم

آرام ایستاده ام

مثل یک مرد!

گریه نمیکنم

نه از بودن و نه از نبودن تو!

نمیخواهم به پایم بیفتی!

من برای ماندنت حتی خواهش نمیکنم

برای رفتنت نیز!

خواستی برو

خواستی بمان

اصلا “به من چه؟!

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393ساعت توسط كاوه|

ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭﺩ ﻋﺠﯿﺒﯿﺴﺖ ،ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ...ﺁﺭﺍﻡ ...ﺁﺭﺍﻡ...ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ....!

نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت توسط كاوه|

ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭﺩ ﻋﺠﯿﺒﯿﺴﺖ ،ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ...ﺁﺭﺍﻡ ...ﺁﺭﺍﻡ...ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ....!


برچسب‌ها: دلتنگی, تنهایی
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت توسط كاوه|